
مثل آفتابی توی زندگیم، نتابی یخزدهام. نباشی هیچ سبزهای هیچگلی، نمیتونه غنچه کنه. تو آرامش خالصی...
ادامه مطلب
وقتی نگاهم میکنی وقتی دستام و تو دستات میگیری وقتی بیدهوا یه بوسه میکاذی رو گونم، انگار زمین از حرکتش میاسته انگار خدا دستشو میزنه زیر چونش نگاهمون میکنه. انگار همه قلبم پر خون میشه. میخوام همه دنیا رو بدم که تو توی بغلم فقط یک ثانیه باشی. بمونی واسم همیشه گل نیلوفرم...
ادامه مطلب
حتا وقتی ازدستش ناراحتم، وقتی خیلی دلم ازش گرفته، یه حسی ته قلبم میجوشه. قلقل میزنه. دلواپسیم واسش حباب میشه و میترکه. نگرانشم.سرگیجه امونم نمیده. همش میخوام باشه پیشم توی اوج عصبانیت. چون توی ناراحتی از خودشم جایی به جز حس دوستداشتنش پناهی ندارم که بخوام برم.. xa0...
ادامه مطلب
هرشب که بیدارم، انگار عادتم شده فردا صبحش قراره بزنم بیرون که تورو ببینم. که عاشقتر بشم.با این فکر که قراره دستهات و توی دستهام بگیرم میخوابم. روی تخت یکنفرهام دراز کشیدم. با مهرههای گردنبندی که تو به گردنم انداختی بازی میکنم. به تو فکر میکنم. به سه روز جادوییِ تابستونمون. بلند میشم روی تخت میشینم. چشمم به عطرت میخوره. توی دستهام میگیرمش. بوی عطرت توی هوا میپیچه. پرت میشم به زمستون. به ساعتی که از سرما چسبیده بودی به بغلم. توی خیابونای شهرت قدم میزدیم. هیچ لذتی بالاتر از این نیست. باز میخوابم. ع...
ادامه مطلب
بعضی شبا، بعضی ساعتا، بعضی دقیقهها و ثانیهها، انگار یه خلا و یه حفره گنده وسط قلبم درست میشه. هیچ چیزی جز بودنت و خواستنت و دوست داشتنت پرش نمیکنه. انگار هستیت توی وجودم پنهان شده باشه. هی تلنگر میزنه به ذهنم. انقدر دُز دوست داشتنت توی خونم بالا میزنه که میخوام تا توی اتاق خوابت پرواز کنم. از تو خواب بیدارت کنم بگیرمت بغلم. فقط ناز و نوازشت کنم. نگاهت کنم. بلکه سیر بشم. از خواستنت. عطشت و دارم. خیلی.xa0...
ادامه مطلب